تبليغاتX
لبــخنــدســتان

لبــخنــدســتان
جوک و اس ام اس --- چيستان و ضرب المثل --- بيوگرافی و مطالب خواندني --- حکايات و ماجراهاي طنز
لینک دوستان

[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 21:22 ] [ کاوه محمدکریمی ]

لطیفه های نخودی

لطیفه های نخودی

 

معلم: انواع دندان ها را اسم ببر.

شاگرد: نوک زبانم است؛ شما فقط اولی اش را بگویید.

معلّم: آسیا....

شاگرد: یادم افتاد؛ آسیا، آفریفا، اروپا و ...

 

 

 احمد: شنیدی که محمود را گرفتند؟

اصغر: نه، برای چی؟

احمد: آخه داشت می افتاد.

 

 همراه

دکتر به بیماری که در حال رفتن به اتاق عمل بود گفت:

شما همراه دارید؟

بیمار گفت: بله دارم؛ ولی خاموش است!

 

اهل کجایی

به یک نفر می گویند: شما اهل تهران هستید؟ می گوید: نه خیر، اهل مطالعه هستم.

 

بهترین اتاق

هتل دار: امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشید. همان طور که دیدید یکی از بهترین اتاق ها را در اختیار شما قرار دادم.

مسافر: در اینکه بهترین اتاق بود شکی نیست؛ چون تمام پشه ها هم این اتاق را انتخاب کرده بودند.

 

جای امن

یک نفر در چاه می افتد می گوید چه خوب شد که چاه سوراخ نبود.

 

در چشم پزشکی

پزشک: متأسفانه چشم شما دوربین شده است.

بیمار: آخ جان پس می توانم یک حلقه فیلم بیندازم توش و چند تا عکس بیندازم.

 

من که می دانم

به شخصی که پرتغال را با پوست می خورد گفتند: چرا پرتغال را با پوست می خوری؟

گفت: من که می دانم داخلش چه هست پس چرا پوستش را بکنم.

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 22:12 ] [ کاوه محمدکریمی ]

بزغاله خجالتی

بزغاله خجالتی

توی یه گله  بز ،یه بزغاله خجالتی بود که خیلی آروم و سر به زیر بود .وقتی همه بزغاله ها بازی و سر و صدا راه می انداختند اون فقط  یه گوشه می ایستاد و نگاه می کرد .وقتی گله بزغاله ها به یه برکه ی آب می رسید،بزغاله های شاد و شیطون برای خوردن آب می دویدند سمت برکه و حسابی آب می خوردند و آب بازی می کردند .اما بزغاله ی خجالتی اینقدر صبر می کرد تا همه بزغاله ها از کنار برکه برن بعد خودش تنهایی بره آب بخوره .بعضی وقتا از بس دیر می کرد ،گله به سمت دهکده به راه می آفتاد و اون دیگه وقت آب خوردن رو از دست می داد .این جوری اون خیلی خودشو اذیت می کرد.

چوپون مهربون گله بارها و بارها به بز غاله خجالتی گفته بود که باید رفتارشو عوض کنه . اما بزغاله خجالتی هیچ جوابی نمی داد و بازم همونجوری خجالتی رفتار می کرد .

یه روز صبح وقتی گله می خواست برای چرا به دشت و صحرا بره ،بزغاله ی خجالتی موقع رفتن زمین خورد و یه کم پاش درد گرفت .به همین خاطر نتونست مثل هر روز خودشو به گله برسونه .اون توی خونه جا موند اما خجالت می کشید که صدا بزنه من جا موندم  صبر کنید تا منم برسم.وقتی به نزدیک در رسید دید که همه رفتند و تنها توی خونه مونده. اینجوری مجبور بود تا شب تنها و گرسنه بمونه.

چوپون گله در طول راه متوجه شد که بزغاله خجالتی با اونا نیومده ،به خاطر همین سگ گله رو فرستاد تا به خونه برگرده و اونو با خودش بیاره .اما اول درگوش سگ  یه چیزایی گفت و بعد اونو راهی خونه کرد.

سگ گله به خونه برگشت و یه گوشه گرفت خوابید .بزغاله خجالتی دل تو دلش نبود .باخودش فکر می کرد مگه سگ گله به خاطر اون برنگشته ،پس حالا چرا گرفته خوابیده .دلش می خواست با اون حرف بزنه اما خجالت می کشید.یه کم دور و بر اون راه رفت و منتظر موند، اما سگ اهمیتی نمی داد .بلاخره صبرش سر اومد و رفت جلو  و به سگ گفت ببخشید من امروز جا موندم می شه منو ببرید به گله برسونید ؟سگ خندید و گفت البته که می شه .اما من تند تند می رم می تونی بهم برسی ؟

چوپون مهربون چشم به جاده دوخته بود و منتظر اونا بود که یه دفه دید بزغاله خجالتی داره می دوه و میاد و سگ گله هم با کمی فاصله پشت سرش می یاد مثل اینکه با هم دوست شده بودن.اونا باهم  حرف می زدن و می خندیدن.

چوپون گله لبخندی زد و گفت امیدوارم بزغاله خجالتی همین طوری ادامه بده تا یه بزغاله شاد و شنگول بشه .

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 17:46 ] [ کاوه محمدکریمی ]

موش اومده!

موش اومده!

موش اومده، موش

گربه می گه: کوش؟

توی جوی آب

آب نه، فاضلاب

موش از رو زمین

می پره بالا

می پره پایین

گربه می پره، موش رو بگیره

می بینه گنده است، ازش می ترسه

از اون جا می ره

از توی آن جو

کثیف و سیاه

با خنده می گه موشه قاه قاه:

تا شهر کثیفه، ما قوی تریم

حتی گربه رو، از رو می بریم!

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 17:44 ] [ کاوه محمدکریمی ]

[ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 21:50 ] [ کاوه محمدکریمی ]

گربه ماهی كه چوب می خورد

گربه ماهی‌، كه چوب می خورد

گربه ماهی یا ماهی ریش دار با نام علمی suckermouth به تازگی کشف شده است و گونه ای جدید از گربه ماهی است كه با دندان های منحصر به  فرد خود می تواند تنه ی درختان كهنه را كه در آب غوطه ور بوده و حاوی مواد آلی فراوانی هستند، بجود.

موهای بلندی اطراف دهان آنها وجود دارد و کمی آنها را شبیه به موهای روی صورت گربه کرده است. به همبن منظور به آنها گربه ماهی می گویند.

متنوع ترین گربه ماهی ها در مناطق گرمسیری زندگی می کنند که بیشتر در جنوب آمریکا، آفریقا و آسیا دیده شده اند. اما این گونه ی خاص از خانواده ی گربه ماهی ها در جنگل های پر باران آمازون دیده شده است. همچنین گربه ماهی ها بیشتر در آب شیرین زندگی می کنند.

این ماهی ها بعد از خوردن چوب ها قادر به هضم آن نیز هستند. چوب هایی كه آنها برای تغذیه استفاده می كنند همراه با جلبک ها، گیاهان میکروسکوپی و بقایای سایر حیوانات است. در ابتدا تصور می شد ماهی این مواد را جذب و چوب ها را پس می دهد، اما با انجام تحقیقات مشخص شد كه معده ای حیوانان چوب درختان را نیز هضم می كند.

گربه ماهی‌، كه چوب می خورد

چوب در كمتر از 4 ساعت در روده های این حیوان هضم می شود. این زمان سریعترین زمان هضم غذا برای حیوانات است كه نشان از قدرت فوق العاده دستگاه گوارش این گربه ماهی دارد.

میكروب های روی تنه درخت كه به همراه چوب وارد روده این ماهی می شود عامل اصلی هضم چوب، آن هم به این سرعت در روده گربه ماهی شناسایی شده، هستند.

 

[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 18:11 ] [ کاوه محمدکریمی ]

عقاب طلایی

عقاب طلایی Golden Eagle با نام علمی Aquila chrysaetos  یكی از زیباترین پرندگان شكاری است كه در بسیاری از مناطق جهان زندگی می‌كند و در ایران، نیز به صورت بومی وجود دارد. عقاب‌های طلایی معمولا پرندگان نیمه مهاجری هستند که به صورت انفرادی یا جفت زندگی می‌كنند. عقاب طلایی در زیستگاه‌های باز و نیمه باز و در ارتفاع 3600 متری از سطح دریا یافت می‌شود.

عقاب طلایی در نیم‌كره شمالی، در نواحی آمریكای شمالی، سراسر اروپا، آسیا و شمال آفریقا پراكنده است.

عقاب طلایی

بیشتر این عقاب‌ها در نواحی كوهستانی یافت می‌شوند، ولی در تالاب‌ها و مناطق ساحلی نیز زندگی می‌كنند. به طور كلی، عقاب طلایی در كوهستان‌های كم گیاه و خشك، و گاهی جنگل‌های كوهستانی و صخره‌های ساحلی و دشت‌ها زندگی می‌كند.

این پرنده دارای هیکل درشت، چنگال‌های بزرگ، دم مستطیلی نسبتاً بلند و پهن و بال‌های بلند و عریض است. برای این دلیل به این پرنده عقاب طلایی می گویند که در قسمت فرق سر، گردن و صورت رنگ طلایی یا مسی طلایی دارد.

از عقاب طلایی 5 یا 6 گونه وجود دارد كه از نظر انتشار جغرافیایی، اندازه و رنگ، با هم تفاوت دارند.این پرنده با داشتن پهنای بال 187 الی 230 سانتیمتری، یكی از بزرگ‌ترین عقاب‌های نیم‌كره شمالی است. وزن آن به طور متوسط، 3 - 6/5 كیلوگرم می‌باشد.

صدای این پرنده به صورت پارس كردن بلند و شبیه «كلیاك – كلیاك  kliak» شنیده می‌شود.

عقاب طلایی

یکی از توانایی های متفاوت عقاب طلایی با دیگر پرندگان در نوع پرواز او است. با بال های باز و گسترده اوج گیری می کند و گاه گاهی بال می زند. بال‌ها را در حالت افقی نسبت به بدن، نگه می‌دارد و منطقه زیر پایش را به دنبال غذا، زیر نظر می‌گیرد. برای شكار طعمه، از ارتفاع خیلی كم، حمله كرده و شكارش را با یك پرواز سریع رو به پایین، می‌گیرد و می‌تواند در حین پرواز، تا بیش از 4 کیلوگرم را حمل كرده و با سرعت بالای 93 کیلومتر در ساعت پرواز كند. سرعت در موقع شیرجه می‌تواند تا بیش از 200 کیلومتر در ساعت برسد.

عقاب طلایی، در حالت وحشی، بالای 30 سال و در اسارت، بیش از 46 سال عمر می‌كند.

 

[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 18:9 ] [ کاوه محمدکریمی ]

قورباغه پینوکیو

قورباغه

قورباغه پینوکیو، جانوری دوزیست از گونه ی بی‌دمان است، این قورباغه درختی زائده بلندی بر روی بینی اش دارد که در زمان فعالیت، به سمت بالا می رود و در زمان بی حرکتی به سمت پایین صورت قورباغه قرار می‌گیرد.

گمان می شود این قورباغه که به دلیل دماغ بلندش به پینوکیو شهرت یافته است از خانواده Litoria باشد که به قورباغه های درختی استرالیایی شناخته می شوند.

 

حشره‌ای با بال‌های پرطاووسی

حشره‌ای با بال‌های پرطاووسی

این حشره با بال‌های زیبا که در آمریکای جنوبی کشف شده، دو شیوه استتار اختصاصی دارد. یکی استفاده از طرح بال‌ها برای تبدیل شدن به یک برگ مرده و دیگری حرکات سریع و استفاده از طرح بال‌های میانی برای تداعی پرواز یک پرنده است.

 

کوسه‌ای که راه می‌رود

کوسه

این کوسه که در آب‌های اندونزی کشف شده، بسیارمورد ‌توجه محققان قرار گرفته است. این گونه می‌تواند شنا کند اما اغلب از باله‌هایش برای راه‌ رفتن در کف آب استفاده خواهد کرد.

 

[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 18:7 ] [ کاوه محمدکریمی ]
این هم از عجایب خلقت

دندان حلزون

شاید کمی عجیب به نظر برسد اگر بگوییم حلزون ها دندان دارند! در دهان کوچک حلزون ها در حدود 2500 دندان، در اندازه بسیار ریز وجود دارد. قدرت این دندان ها به اندازه ای است که حیوان می تواند برگی را ریز ریز کند. حلزون قبل از اینکه غذایش را بخورد، خوب آن را توسط دندان هایش آسیاب می کند.

اگر در هنگامی که حلزون، مشغول غذا خوردن است، گوش خود را به دهان او نزدیک کنید، شاید صدای به هم خوردن دندان های او را بشنوید.

 

این هم از عجایب خلقت

«پلاتی پوس» یکی از عجیب ترین جانوران روی زمین است. این موجود از چند جهت، به پرندگان شباهت دارد. یعنی دارای منقار و پاهایی شبیه اردک است و تخم می گذارد. اما از جهت دیگر، شبیه جوندگان به حفر کردن تونل می پردازد و در آنجا برای خودش لانه می سازد. پلاتی پوس، چنگال هایی دارد که زهرآگین هستند. این حیوان می تواند مانند یک مار زنگی، از چنگال هایش، زهر کشنده بیرون بریزد و از خود دفاع کند. پلاتی پوس نیمی از عمر را در آب و نیمی دیگر را در خشکی می گذراند. او می تواند در زیر آب با چابکی شنا کند.

پلاتی پوس از خانواده پستانداران است. با اینکه تخم گذار است، به نوزاد خود شیر می دهد.

پلاتی پوس با پنجه های قوی خودش تونلی در زیر رودخانه حفر می کند و همانجا تخم می گذارد. سپس آنقدر روی تخم هایش می خوابد تا بچه ها سر از تخم بیرون بیاورند.

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 18:3 ] [ کاوه محمدکریمی ]

 

داستان مادر شوهر

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

[ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 22:5 ] [ کاوه محمدکریمی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

Welcome To Web Site KavehJoker
با سلام...
به وب سایت لبخندستان خوش آمدید
شما میتوانید در این سایت جدیدترین
اس ام اس ها - لطیفه و جک - تصاویر طنز را مشاهده نماید
بازدیدکنندگان گرامی می توانند برای استفاده هر چه مطلوب تر از
مطالب سایت عضو بشوند
عزیزان می توانند انتقادات و پیشنهادات خود را در بخش نظرات
سایت به اطلاع من برسانند
با آرزوی موفقیت و شادکامی شما دوستان همراه
کاوه محمدکریمی مدیر سایت
پشتيباني و مديريت
09351169432
ايميل
kaveh24@mailfa.com
امکانات وب


تبادل لینک